جمال الدين محمد الخوانساري
36
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
يافتند پس چون برگشتند آن حضرت آن را بدست راست خود گرفت وچندين ذرع دور افكند ، وبيست كس آن در را مى بستند ومسلمانان عاجز شدند از نقل آن تا اين كه آخر هفتاد مرد نقل كردند آن را . ودر جنگ حنين نقل كردهاند كه : پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله با ده هزار نفر از مسلمانان رفته بود پس أبو بكر چشم زد ايشان را وگفت : با اين كثرت امروز مغلوب نخواهيم شد ، پس همه گريختند وباقي نماند با رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله مگر نه نفر ، آن حضرت صلوات اللّه وسلامه عليه وعباس وفضل پسر أو وشش نفر ديگر ، پس بيرون آمد از جانب كفار أبو خردل وكشت أو را آن حضرت ، وگريختند كفار وپيغمبر صلّى اللّه عليه وآله با آن معدود از عقب ايشان رفتند وآن حضرت صلوات اللّه وسلامه عليه چهل كس از ايشان را كشت وتتمه گريختند ومسلمانان أموال ايشان را بغنيمت بردند . وبر اين قياس وقايع ديگر كه هر يك مشهور ودر كتب سير وتواريخ مذكور ومسطور است وتطويل كلام بنقل آنها ضرور نيست واز آنچه مذكور شد ظاهر شد بودن آن حضرت خوار كننده مخالفان ومحتاج نيست ببيان ديگر ، وممكن است كه « قامع الاضداد » بمعنى خوار كننده مخالفان نباشد بلكه بمعنى زننده عمود باشد بر فرق ايشان بآن معنى غلبه كننده بر ايشان وحاصل همه يكى است . 3762 انا كابّ الدّنيا لوجهها وقادرها بقدرها ورادّها على عقبها . منم برگرداننده دنيا مر روى آن را وشناسنده آن باندازه آن وبرگرداننده آن بر پاشنه آن . « برگرداننده دنيا مر روى آن را » يعنى بر گرداننده روى آنم از خود باعتبار بىرغبتى در آن وقبول نكردن اقبال آن را وممكن است كه « كأب » بمعنى اندازه باشد « ولوجهها » بمعنى « على وجهها » باشد ومعنى اين باشد كه : منم اندازنده دنيا بر روى آن يعنى آنكه كشتى گرفتهام با آن وآن را بر روى آن انداختهام ومغلوب خود كردهام ، و « شناسندهء آنم باندازه آن » يعنى شناختهام آن را بقدرى كه دارد از خوارى وبىاعتبارى ومراد به « برگردانندهء آن بر پاشنه آن » نيز آن است كه آن را